جلسه ششم از سلسله دروس «اقبال شاعر» در مدرسه مولانا

• دسته: سخنرانى‌ها

همراهان مدرسه مولانا

 

جلسه ششم از سلسله دروس “اقبال شاعر” در کانال یوتیوب مدرسه مولانا جلال الدین سوار شده است. لطفا کانال یوتیوب مدرسه مولانا را سابسکرایب کنید تا فایل این جلسه و جلسه های دیگر موجود در مدرسه مولانا را بیابید. شیوه سابسکرایب کردن در یوتیوب آمده است.

هم چنین فایل صوتی این جلسه در ساوند کلاود مدرسه مولانا بارگذاری شده است. با دنبال کردن مدرسه مولانا در ساوند کلاود می توانید از فایل صوتی مربوطه بهره مند شوید. تمام فایل های صوتی موجود در ساوند کلاود مدرسه مولانا قابلیت دانلود شدن هم دارند. در زیر هر فایل کلید دانلود قرار گرفته است که امکان دانلود فایل را فراهم می کند.

برای رفاه حال همراهان مدرسه مولانا در ایران، فایل صوتی این جلسه و باقی جلسات موجود در مدرسه مولانا در گوگل درایو و دراپ باکس قرار می گیرد تا براحتی دانلود و استفاده شود. لطفا برای دانلود فایل این جلسه به لینک های زیر مراجعه کنید:

Google Drive-School of Rumi

Dropbox-School of Rumi

در کانال یوتیوب مدرسه مولانا و ساوند کلاود قسمتی برای هدایا و عطایا (Donation) در نظر گرفته شده است. دوستانی که مایلند به مدرسه مولانا کمک کنند می توانند در لینک زیر جزئیات مربوطه را پیدا کنند. از تمام دوستانی که تا کنون زحمت کشیدند و مبالغی برای مدرسه مولانا ارسال کرده اند بی نهایت سپاسگزاریم. بی شک تلاش خواهیم کرد در هر چه بهتر کردن کیفیت کار بکوشیم.

Donation Link/لینک هدایا و عطایا

صفحه فیس بوک مدرسه مولانا علاوه بر فایل های صوتی و تصویری، اخبار مربوط به سخنرانی های این مدرسه را به اطلاع علاقمندان می رساند. با لایک کردن این صفحه در فیس بوک می توانید فایل های صوتی و تصویری را دانلود کنید و از اخبار این مدرسه آگاه شوید. صفحه اینستاگرام و توییتر مدرسه مولانا نیز فعال است. با دنبال کردن ما می توانید از آخرین مطالب صفحه بهره مند شوید و سخنرانی های کوتاه شده را گوش دهید. همچنین صفحه تلگرام مدرسه مولانا فعال شده است، ما را دنبال کنید.

لینک  فیس بوک مدرسه مولانا

لینک  اینستاگرام مدرسه مولانا

لینک  توییتر مدرسه مولانا

لینک  تلگرام مدرسه مولانا

لینک  فیس بوک رسمی عبدالکریم سروش

لینک تلگرام عبدالکریم سروش

 

اوقات خوش

حسین دباغ

لطفا پیشنهادات و انتقادات خود را به آدرس ایمیل زیر بفرستید.

schoolofrumi@gmail.com

3 دیدگاه »

    سلام
    چقدر پسندیده است که آقای سروش مقالات رویاهای رسولانه را تمام کنند و یک سوره را هم هر طوری که شده! خوابگزاری فرمایند. تا بداند مومن و گبر و یهود/ اندرین صندوق واقعن چی چی بود!

    مبحث جلسه ششم خیلی پر بار بود.

    جستجوی آزاد

    به ترتیب مطابقت

    کتابخانه فارسی/
    مجموعه اشعار اقبال لاهوري/
    گلشن راز جديد/
    سؤال سوم

    سؤال سوم

    وصال ممکن و واجب بهم چيست؟

    حديث قرب و بعد و بيش و کم چيست؟

    جواب

    سه پهلو اين جهان چون و چند است

    خرد کيف و کم او را کمند است

    جهان طوسي و اقليدس است اين

    پي عقل زمين فرسا بس است اين

    زمانش هم مکانش اعتباري است

    زمين و آسمانش اعتباري است

    کمان را زه کن و آماج درياب

    ز حرفم نکته ي معراج درياب

    مجو مطلق درين دير مکافات

    که مطلق نيست جز نور السموات

    حقيقت لا زوال و لا مکان است

    مگو ديگر که عالم بي کران است

    کران او درون است و برون نيست

    درونيش پست بالا کم فزون نيست

    درونش خالي از بالا و زير است

    ولي بيرون او وسعت پذير است

    ابد را عقل ما ناسازگار است

    يکي از گير و دار او هزار است

    چو لنگ است او سکون را دوست دارد

    نه بيند مغز و دل بر پوست دارد

    حقيقت را چو ما صد پاره کرديم

    تميز ثابت و سياره کرديم

    خرد در لامکان طرح مکان بست

    چو زناري زمان را بر ميان بست

    زمان را در ضمير خود نديدم

    مه و سال و شب و روز آفريدم

    مه و سالت نمي ارزد بيک جو

    بحرف «کم لبثتم » غوطه زن شو

    بخود رس از سر هنگامه برخيز

    تو خود را در ضمير خود فرو ريز

    تن و جان را دو تا گفتن کلام است

    تن و جان را دوتا ديدن حرام است

    بجان پوشيده رمز کائنات است

    بدن حالي ز احوال حيات است

    عروس معني از صورت حنا بست

    نمود خويش را پيرايه ها بست

    حقيقت روي خود را پرده باف است

    که او را لذتي در انکشاف است

    بدن را تا فرنگ از جان جدا ديد

    نگاهش ملک و دين را هم دو تا ديد

    کليسا سبحه ي پطرس شمارد

    که او با حاکمي کاري ندارد

    بکار حاکمي مکر و فني بين

    تن بي جان و جان بي تني بين

    خرد را با دل خود همسفر کن

    يکي بر ملت ترکان نظر کن

    به تقليد فرنگ از خود رميدند

    ميان ملک و دين ربطي نديدند

    «يکي » را آن چنان صد پاره ديديم

    عدد بهر شمارش آفريديم

    کهن ديري که بيني مشت خاکست؟

    دمي از سر گذشت ذات پاک است

    حکممان مرده را صورت نگارند

    يد موسي دم عيسي ندارند

    درين حکمت دلم چيزي نديداست

    براي حکمت ديگر تپيد است

    من اين گويم جهان در انقلاب است

    درونش زنده و در پيچ و تاب است

    ز اعداد و شمار خويش بگذر

    يکي در خود نظر کن پيش بگذر

    در آن عالم که جزو از کل فزون است

    قياس رازي و طوسي جنون است

    زماني با ارسطو آشنا باش

    دمي با ساز بيکن هم نوا باش

    وليکن از مقام شان گذر کن

    مشو گم اندر اين منزل سفر کن

    بآن عقلي که داند بيش و کم را

    شناسد اندرون کان و يم را

    جهان چند و چون زير نگين کن

    بگردون ماه و پروين را مکين کن

    وليکن حکمت ديگر بياموز

    رهان خود را از اين مکر شب و روز

    مقام تو برون از روزگار است

    طلب کن آن يمين کو بي يسار است