نامهٔ ۸۶ امضایی از جمعی از کنشگران مدنی و سیاسی داخل و خارج کشور: نه به استبداد، نه به آتش جنگ، نسبت به فریب بزرگ «دموکراسیِ وارداتی» هشدار می‌دهیم

• دسته: اطلاعیه ها٬ مقالات

نامهٔ ۸۶ امضایی
از جمعی از کنشگران مدنی و سیاسی داخل و خارج کشور:
نه به استبداد، نه به آتش جنگ،
نسبت به فریب بزرگ «دموکراسیِ وارداتی» هشدار می‌دهیم

زبان قاصر است از بازگویی عمق فاجعه و تلخی داغ سهمگین خونی که بر سینهٔ غمگین ایران نشسته است. خون‌های پاکی که به ناحق بر این خاک فرو ریخت، گواه صادق مظلومیت ملتی است که تنها مرامش آرزوی زندگی، عزت و آزادی است. این جراحت عمیق زخمی نیست که با مرهم زمان التیام یابد یا با سیلاب اشک شسته شود؛ با این همه مباد که این فاجعه به آتشی بدل شود که فرجامش تلی از خاکستر خانهٔ کهن ایران‌زمین باشد.

ما امضاکنندگان این بیانیه، با باورها، گرایش‌های سیاسی و پیشینهٔ دینی و مذهبی متفاوت، وظیفهٔ ملی و اخلاقی خود می‌دانیم که در برابر مغالطه و ناهنجاری خطرناک موضع بگیریم؛ در مقابل روایتی فریبکارانه که می‌کوشد مخالفت با مداخلهٔ نظامی بیگانهٔ متجاوز را به معنای حمایت از استبداد داخلی جلوه دهد.

گرچه لحن متجاوزان خارجی این بار صریح‌تر از گذشته شده و چندان سخنی از دموکراسی نمی‌گویند، بلکه تقاضاهای استعماری و سلطه‌طلبانه و فتنه‌جویانهٔ خود را به صراحت و به کرات می‌گویند، نسبت به فریب بزرگ «دموکراسی وارداتی» هشدار می‌دهیم. آنان که جنگ را کلید گشایش اوضاع ایران جلوه می‌دهند، رؤیافروشان‌اند که چه‌بسا آگاهانه چشم بر ویرانی‌های جنگ خامنه‌ای بسته‌اند. در غرش هولناک جنگنده‌های بیگانه، صدای رهایی خفه می‌شود و در زرادخانهٔ قدرت‌های خارجی دفن می‌گردد. آزادی تنها از بطن ارادهٔ بیدار ملت مستقل و متکی به خود می‌جوشد، نه از لولهٔ تفنگ منجیان دروغین سلطه‌طلب، استعماری و ایران‌ویرانگر.
در حالی که بخشی از جریان‌های سیاسی موهوم، آمریکا را «ناجی ایران» می‌خوانند، تجربهٔ خونین لیبی و سوریه پیش چشم ماست. واقعیت عریان قدرتی نه چندان دور از مرزهای ایران بار دیگر پوچی این ادعا را اثبات کرده است. درست در همین روزها که برخی آمریکا را ناجی ایران می‌دانند، کردهای سوریه که در سکوت خبری رسانه‌های جریان اصلی غرب و با چراغ سبز آمریکا سرکوب شدند، نمونه‌ای روشن از این واقعیت‌اند. این رخداد تکرارشدنی سندی تازه است بر اینکه برای قدرت‌های بزرگ، حقوق بشر تنها ابزاری برای فشار بر رقباست، نه اصلی برای صیانت حتی از متحدان خود.

پروژه‌های خارجی که با شعار رهایی آغاز شدند، فرجامی جز آوارگی میلیونی و تبدیل کشورها به جولانگاه گروه‌های شبه‌نظامی و تروریستی نداشتند. ما نسبت به تکرار سناریوی «سوریه‌سازی» و «لیبی‌سازی» برای ایران هشدار می‌دهیم؛ مسیری که در آن نه از آزادی خبری است، نه از نان و امنیت، و پایانش تنها حاکمیت جنگ‌سالاران مفت‌خور بر ویرانه‌های تمدنی کهن و درخشان است.
مرز روشن و قاطع خود را با هر دو نیروی مستبد داخلی و ایران‌ویرانگر خارجی اعلام می‌کنیم. از یک سو، استبداد سیاسی در همهٔ اشکالش، به‌ویژه خون‌ریزی، بی‌عدالتی ساختاری و نادیده گرفتن حقوق بنیادین شهروندی را شدیداً محکوم می‌کنیم؛ مطالبهٔ آزادی و عدالت حق بنیادین و سلب‌ناشدنی همهٔ مردم است و هیچ بهانه‌ای، حتی امنیت، نباید این خواست را به حاشیه براند. از سوی دیگر، با هرگونه مداخلهٔ نظامی بیگانهٔ متجاوز، تحت هر نام و عنوانی، قاطعانه و آشکارا مخالفیم.

جنگ نه تنها راه‌گشای آزادی نیست، بلکه با ایجاد شرایط اضطراری و قفل کردن راه اصلاحات مدنی یا انقلاب مردمی، رنج مردم را دوچندان می‌کند و با مخدوش کردن امنیت و یکپارچگی سرزمینی، وطن را به جولانگاه سوداگران خشونت و ویرانگران فاشیست وطن‌سوز بدل می‌سازد.
مؤکداً بازگو می‌کنیم که صیانت از خاک کشور در برابر هرگونه تهدید خارجی هرگز به معنای تأیید یا مماشات با استبداد داخلی نیست. مخالفت با حملهٔ متجاوزانهٔ خارجی نه به معنای خوش‌بینی به حکومت، بلکه به معنای خوش‌بینی به ملتی است که در صد سال گذشته دو انقلاب کرده و در پنج دههٔ اخیر قدم‌هایی محکم و برگشت‌ناپذیر برای احقاق حق خود برداشته است.
ملت ایران بالاتر از آن است که برای اصلاح یا انقلاب خود به کمک متجاوزان خارجی نیاز داشته باشد. ما در برابر دام بی‌ثباتی ایستاده‌ایم و فریاد می‌زنیم که سرنوشت ایران تنها و تنها باید در داخل مرزهای آن و به دست ارادهٔ آگاهانه و مستقل مردم ایران رقم بخورد. ایران نه ملک طلق مستبدان داخلی است و نه جولانگاه متجاوزان ایران‌ویرانگر خارجی؛ ایران از آنِ همهٔ ایرانیان است و بس.
کمترین مطالبهٔ ما تشکیل کمیتهٔ حقیقت‌یاب مستقل برای کشف تعداد دقیق کشته‌شدگان، زخمی‌ها و عاملان کشتار است. نه گفتن به جنگ تنها چشم بستن بر جنایت و کشتار نیست، بلکه پرهیز از زمینه‌چینی برای خطرات بزرگ‌تر و خون‌ریزی‌های بیشتر است که تمامیت ایران‌زمین را به خطر فوری می‌اندازد.

نه به جنگ، نه به استبداد؛
آری به مقاومت مدنی و ملی؛
و به امید آزادی و رهایی ایران و ایرانی.
۱۳ بهمن ۱۴۰۴ خورشیدی / ۲ فوریهٔ ۲۰۲۶ میلادی

Share

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.